چشم و هم چشمی
 
درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
پيوندها
نويسندگان


ورود اعضا:

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 3
بازدید دیروز : 1
بازدید هفته : 4
بازدید ماه : 52
بازدید کل : 17443
تعداد مطالب : 7
تعداد نظرات : 3
تعداد آنلاین : 1



چشم و هم چشمی




1.علی رضا پورشهبازی  2.محمد خسته بند 3. مهدی جلیلیان4.امیر حسین خرمی

از دبیرستان دکتر مفتح ایلام کلاس 101

موضوع وبلاگ چشم و هم چشمی (درس مطالعات اجتماعی )



دو شنبه 16 بهمن 1394برچسب:چشم و هم چشمی, :: 17:11 ::  نويسنده : alireza

دختر خالم با یه پزشک ازدواج کرد.
تو کل فامیل پیچید که فلانی ، شوهرش دکتره. دختر خالمم هم بدجوری خودش رو می گرفت. مخصوصا وقتی دور و بری هاش بهش می گفتن خانم دکتر! انگار از دماغ فیل افتاده بود!

بعد از 7 ماه برام یه خواستگار اومد. پرستار بود.
چشم و هم چشمی دختر خالم ، ردش کردم. با خودم گفتم : اینو که رد کردم بالاخره یه دکتر که میاد خواستگاریم. من چیم از اون دختر خاله بی ریختم کمتره؟ تازه موهام بلندتر هم هست.شایدم برخلاف شوهر دخترخالم که پزشک عمومیه ، من با یه جراح ازدواج کردم تا چش و چال دختر خالم و کل دخترای فامیل درآد... .

خلاصه سرتون رو درد نیارم ، از اون روز تا حالا ، 2 سال و اندی می گذره و خبری از آقای دکتر نیست.
راستی شما تو دور و بری هاتون ، آمپول زنی چیزی سراغ ندارین که بخواد ازدواج کنه؟! این دفعه نه نمی گم!!

منبع:زنان بلاگ



یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:داستان,چشم وهمچشمی, :: 9:40 ::  نويسنده : alireza



یک شنبه 8 ارديبهشت 1392برچسب:کاریکتور,چشم وهم چشمی, :: 9:37 ::  نويسنده : alireza

پديده نابهنجار چشم و هم چشمي از جمله پديده ها و نابهنجاري هايي است كه در ميان مردم و به خصوص زنان به شكل گسترده وجود دارد و بيشتر افراد دست كم در موردي و يا زماني گرفتار اين نابهنجاري اجتماعي شده اند.  مولفه هاي اساسي چشم و هم چشمي را مي بايست در تظاهر، رقابت، احساس خودكم بيني و ارضاي آن به اشكال مادي و ظاهري و مانند آن دانست.

چشم و هم چشمي، موجب تنش، بي قراري، نارضايتي، اضطراب، افسردگي و فساد اخلاقي در كودك و نوجوان مي شود. در اين خانواده ها كودك ، هدف اصلي زندگي را امكانات مادي مي داند و براي كسب امكانات مادي متوسل به روش هاي غيراخلاقي و بزهكاري نيز مي شود.

دكتر فربد فدايي روانشناس درباره چشم و هم چشمي مي گويد: اين بيماري نشان دهنده نداشتن رشد عاطفي و فكري است. به اين مفهوم كه شخص معيارهاي مادي را درون ذهن خودش جاي مي دهد. چشم و هم چشمي نوعي نقص و نارسايي است كه مي تواند منجر به بيماري شود. با وجود اين برخي كارشناسان معتقدند اگر چشم و هم چشمي در خانواده اي وجود داشته باشد ، كودكان اين خانواده ها نيز دچار مشكلات ويژه اي مي شوند.

 

از آنجا كه كودكان رفتار پدر و مادر را ملاك اعمال خود قرار مي دهند، پدر و مادري كه دچار چشم و هم چشمي و حسادت باشند، سبب بروز اين پديده در كودكان خود مي شوند. زيرا اين پدر و مادر نمي توانند به كودك بياموزند كه قدرت واقعي در دوست داشتن ديگران و از خود گذشتگي است، بلكه كودك از روي رفتار پدر و مادر به اين نتيجه مي رسد كه ظاهر و ثروت است كه ملاك برتري افراد است.

 

وي با اشاره به اين كه چشم و هم چشمي در امور معنوي و علمي رقابت پسنديده اي است، اظهار مي كند: چشم و هم چشمي در امور معنوي و علمي باعث رشد و تكامل فرد مي شود. در برخي از موارد موجب تحريك افراد و وقوع تخلفاتي در آنها مي شود. در بسياري از موارد ، وسواس اختلال هاي رفتاري، پرخاشگري و حتي طلاق از چشم و هم چشمي هاي كوچك آغاز شده است.

كارشناسان معتقدند چشم و هم چشمي به اين معناست كه فرد به بلوغ فكري كامل نرسيده است. در واقع چنين فردي ضعف دروني خود را با ظواهر بيروني جبران مي كند، اما در نهايت هيچ گاه راضي نمي شود.

براساس تحقيقات انجام شده در سازمان ملي جوانان25 درصد از زنان دچار چشم و هم چشمي هستند كه 10 درصد اين افراد به دليل مشكلات رواني و كمبودهاي دوران كودكي و 15 درصد نيز به دليل حسادت و رقابت منفي چشم و هم چشمي مي كنند.

البته كارشناسان مي گويند انجام اين عمل ممكن است در مردان نيز اتفاق بيفتد، اين رقابت موجب بروز پديده «زيرآب زني» مي شود و وضعيت كاري و شغلي آنها را با اخلال مواجه مي كند.

 

مينا اكبري كارشناس اجتماعي با ناپسند شمردن صفت چشم و هم چشمي مي گويد: اين پديده اگر به صورت رقابت سالم در زمينه تحصيلي، حرفه و شغل باشد موجب پيشرفت انسان است ولي بيشتر اوقات به صورت رقابت ناسالم در همه زمينه ها از قبيل خريد لوازم منزل، پوشاك، طلا و زيورآلات، انتخاب رشته تحصيلي و حتي سفرهاي خارجي و زيارتي مشاهده مي شود كه نه تنها موجب پيشرفت نمي شود، بلكه از نظر اقتصادي هم به خانواده و حتي جامعه لطمه مي زند.

 

محمد علي محمديان ،روانشناس نيزعدم اعتماد به نفس را نقش مؤثري در شكل گيري پديده چشم و هم چشمي مي داند و ادامه مي دهد: فردي كه چشم و هم چشمي مي كند ، به دليل احساس كهتري و حقارتي كه دارد ، مي خواهد در انجام كار يا زمينه اي از ديگران بهتر باشد و سعي مي كند به نوعي سرپوشي بر اين احساس بگذارد ، به همين خاطر خود را توانمندتر و بهتر از آنچه كه هست ، قلمداد مي كند. در حالي كه انسان بايد به دنبال تأمين نيازهاي طبيعي خود باشد و در حد طبيعي هم براي تأمين آنها تلاش كند.

نهاد خانواده به عنوان نخستين نهاد اجتماعى بايد مجهز به اطلاعات تربيتى باشد تا بتواند در مقابل اين نوع پديده ها يك رفتار منطقى و عقلانى را به كار گيرد.

اين روانشناس در ادامه مي گويد: يكي از دلايل ديگري كه موجب مي شود چشم و هم چشمي در جامعه و در بين افراد شيوع پيدا كند تسلط روحيه رقابت ناسالم در جامعه است، يعني افرادي كه از حيث امكانات مادي و معنوي دچار كمبود هستند ، بدون در نظر گرفتن اوضاع اقتصادي و خانوادگي خود به دنبال نيازهاي غيرواقعي مي روند و با اعتقاد بر اين كه اگر فلان مقام يا موقعيت را داشته باشم در جامعه مقبوليت بيشتري خواهم داشت، مرتباً اتومبيل يا وسايل منزل خود را ارتقا مي دهند و در اين ميان رسانه هاي جمعي بويژه تلويزيون و فيلمهاي سينمايي نيز به اين پديده بيشتر دامن مي زنند تا جايي كه چشم و هم چشمي و تقليد از لباس شروع مي شود و به تدريج در تمام زمينه ها از قبيل مجالس ميهماني، معاشرتها و رفت و آمدها حتي در انتخاب مسكن و وسايل زندگي تأثير مي گذارد.

 

به اعتقاد وي، براي رفع اين معضل بايد شاخصهاي عيني موفقيت در جامعه تعريف شود و مردم بدانند موفقيت در جامعه چه تعريفي دارد و آيا ما افرادي را موفق مي دانيم كه در سطوح مادي به پيشرفتهايي نايل آمده اند يا سطوح ديگري هم در رابطه با موفقيت وجود دارد كه هم به حال جامعه مفيدتر است و هم در رضايت مندي فردي و خانوادگي مي تواند مؤثر باشد.

به هر حال وقتي در يك جامعه ارزشها تغيير پيدا كنند و داشته هاي مادي جاي ارزشهاي معنوي را بگيرند. افراد براي به دست آوردن جايگاه اجتماعي ميكوشند خود را به ابزار روز مجهز سازند، آنها ميپندارند كه داشتن اين ابزار موجب ميشود سريعتر پيشرفت كنند و بيشتر ديده شوند.

 

دکتر ناصر غفار زاده روانشناس در اين مورد مي گويد:ناآگاهي، تجمل گرايى، داشتن اعتقادات ضعيف، به دنبال مد بودن، غلبه احساسات بر تعقل، تبعيت از فرهنگ هاى بيگانه بدون شناخت و ارزيابى دقيق از آن فرهنگ، عدم تشخيص نيازهاى واقعى خود، خانواده و جامعه حاصلى جز چشم و هم چشمى ندارد.

وي مي گويد: نهاد خانواده به عنوان نخستين نهاد اجتماعى بايد مجهز به اطلاعات تربيتى باشد تا بتواند در مقابل اين نوع پديده ها يك رفتار منطقى و عقلانى را به كار گيرد.

 



یک شنبه 15 بهمن 1391برچسب:چشم و هم چشمی, :: 13:58 ::  نويسنده : alireza

شش درد امت پیامبر(ص)

در روایتی رسول الله(ص) می فرمایند: ۶ درد است که امّت من گرفتار آن ها می شود. چه در زمانِ من و چه در زمانِ بعد از من. این ۶ درد را ۳ تایش را در جلسات قبل عرض کردیم که عبارت بودند از «بیهوده گرایی و لغو» ، «ناسپاسی و ناشکری در برابر نعمات»، و «تکاثر و ثروت اندوزی و مال پرستی».

اما مطلب چهارم و درد چهارم که گرفتارش می شوند؛ حضرت فرموده اند: «التنافُش فی الدنیا». «چشم و هم چشمی» . که یک بلای خانمان سوز است!

عوامل چشم و هم چشمی

من در روایات نگاه کردم دیدم چند چیز است که واقعا آدمی را گرفتار چشم و هم چشمی می کند. اولین از آن ها حماقت است. چقدر در آیات قرآن تاکید شده بر «أ فَلا تعقلون». چقدر درباره عقل و فکر صحبت شده در قرآن!
از جهالت است که مثلا شخص، خواستگار برای دخترش آمده و طرف هم آدم خوبی است امّا مهریه سنگین برای ازدواج تعیین می کند! الان بیشترین طلاق ها در خانواده هایی است که مهریه های سنگین دارند.
خب، در روایت نزدیک به ۱۸ علامت برای آدم های احمق و جاهل ذکر شده است. اولین علامتِ آن ها این است که بسیار احساسی تصمیم می گیرند؛ نه از روی تدبیر و تعقل.

یکی دیگر از علائم احمق ها، این است که اگر از کسی خوششان بیایید و منافعشان را در وی ببینند، آن قدر از او تعریف و غلوّ می کنند که حتی شخصِ مقابل پی به دروغ بودنِ این تعاریف می برد. وَ در مقابل اگر از کسی بدش بیاید آن قدر از او بد می گوید که دیگر نمی توان جمع و جورش کرد!!

برگردیم به بحث چشم و هم چشمی. خب، دومین عامل چشم و هم چشمی، ریاست طلبی است. عمر سعد از روی چشم و هم چشمی، مُلک ری را خواست. دید همه از این جریانات بهره ای دارند می برند اما او بی بهره است. رسید به جایی که کسی که امام جمعه کوفه بود در مقابل امام حسین(ع) ایستاد.

چهار عامل سرمستی انسان

علی (ع) می فرماید: ۴ چیز است که آدمی را سرمست می کند. مدهوش می کند. اولینش جوانی است. مستیِ جوانی. دومین چیزِ مست کننده، ثروت است؛ مال، تکاثر. سومین مورد هم سرمستیِ خواب و نوم است.
و چهارمین مورد که مدّ نظر ما است، «سُکرُ المُلک» است. مُلک، قدرت، ریاست مستی می آورد. ریاست طلبی... طلحه و زبیر آمدند پیشِ علی (ع) و خواستند از ایشان پُست و سهمی بگیرند. حضرت برخورد عجیبی با آن ها کرد. هنگامی که آن ها نشستند، حضرت چراغ بیت المال را خاموش کرد و چراغ منزل را روشن کرد. آن دو نفر،با دیدن این صحنه خود بخود پا شدند و رفتند و پی بردند که علی (ع) وامدار هیچ کس نیست!

پس اولین عاملِ چشم و هم چشمی، حماقت است. دومیش ریاست طلبی است. اما سومین مطلب، شهوات است. شخص اسیر شهوات و امیال و خواهش های خود است. خودداری از شهوت، عفت و کفّ نفس، انسان را به جایگاهی الهی می رسانند.


ماجرای پدر آیت الله حائری یزدی

آیت الله حائری یزدی(ره) پدری داشتند که صاحب فرزند نمی شدند. اشکال هم از ناحیه همسرش بود. خانومش یک وقتی آمد به ایشان گفت خدا را خوش نمی آید شما صاحب فرزند نشوی. می دانم اشکال هم از من است. لذا می خواهم برای شما عیالی اختیار کنم. آن بزرگوار فرمود اگر بنا باشد خدا به من فرزندی بدهد، می دهد. لازم به این کارها نیست. هر چه خانوم اصرار کرد، آقا انکار و استنکاف نمود.

بالاخره ایشان را راضی به این کار کردند. همسرش رفت و برای ایشان یک خانوم بیوه که دختر بچه ۲ ساله ای داشت را خواستگاری کرد. شبِ زفاف شد و خواستند بروند حجله. این بچه را می خواستند از مادر جدا کنند اما او بسیار گریه و زاری کرد. یک دفعه پدر شیخ، به خودش نهیب زد و منقلب شد که ای مَرد! تو به خاطر هوای نفست راضی به گریه این بچه شده ای؟!!
همانجا مهریه زن را داد و طلب حلالیت کرد و از آن ها جدا شد. برگشت و داستان را به همسرش تعریف کرد. این طور نقل شده که همان شب خداوند لطفی می کند و نطفه فرزند ایشان بسته می شود و آیت الله  حائری یزدی(ره) را خداوند به ایشان  می دهد.

ابن سیرین چه کرد؟

این به خاطر پا گذاشتن روی شهوت است. قرآن دارد که کسانی که نمی توانند ازدواج کنند پس عفیف و پاکدامن باشند. شهوت را نگه دارند.
داستانی هست که عرض می کنم. ابن سیرین شاگرد بزازّ بود. در بعضی مواقع بارِ خریدار ها را به درب منزلشان می رساند. یک وقتی یک خانم جوانی آمد و خرید کرد و خریدهایش را ابن سیرین به درب منزلش رساند. آن خانوم گفت لطفا داخل منزل ببرید. او هم برد داخل منزل. اما دید که همه این ها نقشه بوده! آن زن خودش را به او عرضه کرد. ابن سیرین به او گفت این همه وجود، ناظرِ ماست؛ خداوند، ملائکه، ائمه. اما زن گوشش به این حرف ها بدهکار نبود. ابن سیرین گفت: باشد. پس لااقل اجازه بده من به مستراح بروم و برگردم. رفت داخل مستراح و به خاطر فرار از شهوت، تمام این نجاسات را به  سر و بدنش مالید و آمد بیرون. آن زن با دیدنِ این صحنه دست از طمع او برداشت و ابن سیرین هم از مهلکه فرار کرد.
از آن زمان به بعد همین ابن سیرین همیشه بوی عطر مدهوش کننده ای ازش ساطع بود. همه این ها به برکت کفّ نفس و دوری از شهوت بود.

لجاجت نکنید!

چهارمین عاملی که باعث می شود کسی گرفتار چشم و هم چشمی شود، گناهی است که بعدش لجاجت شود.
در روایت دارد اگر کسی آمد از شما بابت چیزی عذرخواهی کرد، عذرش را بپذیرید. لجاجت نکنید.
خب، چشم و هم چشمی را عرض کردیم خدمتتون. درد پنجم «التحاسد» است. حسادت.
وارد شده است که بعد از نمازها ۷ مرتبه در سجاده بگوییم «لا حول و لاقوة الا بالله العلی العظیم». رسول الله(ص) به سلمان فرمودند این ذکر را زیاد بگو.


به خدا پناه ببرید. خدا در قرآن می فرماید از شرّ آدم های حسود به من پناه ببرید. بعضی ها خیلی حسودند. البته خودِ حسود هم اذیت می شود. هم دیگران را اذیت می کند هم خودش را. این افراد دائما در حال نقشه کشیدن هستند. نقشه می کشند برای به زمین زدن دیگران. در مفاتیح حرزهایی برای چشم زخم هست. حرز همیشه به همراه داشته باشید. بسیار مؤثر است.
درباره بحث حسادت مطلب، بسیار هست که انشالله در جلسه بعد عرض خواهیم کرد.


یک شنبه 15 بهمن 1391برچسب:چشم و هم چشمی, :: 13:57 ::  نويسنده : alireza

دیده زشت چشم و هم چشمی از جمله پدیده ها و ناهنجاری هایی است كه در میان مردم وجود دارد و بیشتر افراد دست كم در موردی و یا زمانی گرفتار این ناهنجاری اجتماعی شده اند. مولفه های اساسی چشم و هم چشمی را می بایست در تظاهر، رقابت، احساس خودكم بینی و ارضای آن به اشكال مادی و ظاهری و مانند آن دانست. چشم و هم چشمی، موجب تنش، بی قراری، نارضایتی، اضطراب، افسردگی و فساد اخلاقی در جامعه می شود.



یک شنبه 15 بهمن 1391برچسب:چشم و هم چشمی, :: 13:55 ::  نويسنده : alireza

در جامعه نابهنجاري هايي به وجود مي آيد كه به شكل پديده اجتماعي از فراگيري بسياري برخوردار مي شود. اغلب كساني كه به اين نابهنجاري ها دچار مي شوند خود را از اتهام آن مبرا مي دانند و به شكلي مي پذيرند كه امري ناخوشايند و رفتاري زشت است. برخي پديده هاي اجتماعي، خاص گروه ها و طبقاتي است به گونه اي كه آن را به سادگي مي توان به گروه سني يا علمي و يا طبقه اي اجتماعي نسبت داد؛ زيرا رواج گسترده آن در اين گروه و يا طبقه اجتماعي نشان مي دهد كه نوعي همبستگي ميان گروه و پديده و يا هنجار و نابهنجار وجود دارد.
پديده نابهنجار چشم و هم چشمي از جمله پديده ها و نابهنجاري هايي است كه در ميان مردم و به خصوص زنان به شكل گسترده وجود دارد و هر زني دست كم در موردي و يا زماني گرفتار اين نابهنجاري اجتماعي است. قرآن از آن جايي كه دين زندگي است به همه مسائل اجتماعي و امور مرتبط به آن پرداخته است.
بازخواني آيات قرآن با در نظر گرفتن هنجارها و نابهنجاري ها مي تواند افزون بر تحليل درست مساله به شخص اين امكان را دهد كه علل و عوامل آن را شناسايي و براي مقابله با آن چاره انديشي كند. در نوشتار حاضر كوشش بر آن است تا ريشه نابهنجاري چشم هم چشمي از منظر قرآن واكاوي شده و تحليل قرآن از اين مساله ارائه گردد كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.

چيستي چشم و هم چشمي

چشم و هم چشمي اصطلاحي است كه به نوع رفتار انساني در حوزه عمل اجتماعي اشاره دارد. واكاوي واژگاني اين اصطلاح هر چند مي تواند بخشي از محتوا و مفاهيم آن را بازشناساند ولي تنها مولفه اي از مولفه هاي اين نابهنجاري را نشان مي دهد. به نظر مي رسد كه مولفه چشم در ايجاد اين پديده اجتماعي بسيار موثر است. به اين معنا كه هم در ايجاد و هم در علت و انگيزه، نقش چشم مهم ارزيابي شده است. در حقيقت اشخاصي كه گرفتار اين نابهنجاري هستند تحت تاثير بينايي قرار دارند.
با توجه به مساله رقابت كه در اين اصطلاح نهفته است، اشخاص براي دست يابي به اهداف رقابتي، دست به انواع و اقسام كارهايي مي زنند كه در چشم ديگري بزرگ نمايند و به نوعي خودنمايي كرده و برتري و چيرگي خويش را نشان دهند. چشم پركني و برتري جويي هدفي است كه در اين نوع رفتار مي توان شناسايي كرد.
كساني كه به اين بيماري دچار مي شوند و تحت تاثير اين پديده نابهنجار اجتماعي، عمل و رفتار و زندگي مي كنند خود تحت تاثير مواردي هستند كه به چشم مي آيد و مي كوشند تا از هم سطح هاي خويش كم تر نباشند از اين رو خود اقدام به رفتاري مي كنند كه در چشم ديگران مطرح شوند. بنابراين مولفه هاي اساسي چشم هم چشمي را مي بايست در تظاهر، رقابت، احساس خودكم بيني و ارضاي آن به اشكال مادي و ظاهري و مانند آن دانست. شخص مي كوشد چيزهايي را تهيه و به نمايش گذارد كه در چشم ديگري خوب و زيبا و شگفت انگيز باشد و برتري خود را از اين طريق به رخ ديگري بكشد.

ديدگاه روان شناسان

از نظر روان شناسان و كساني كه در حوزه روان شناسي اجتماعي تحقيق و پژوهش مي كنند، پديده اي چون چشم و هم چشمي در ميان برخي افراد، نشانه وجود نوعي نياز براي جلب توجه اطرافيان و مورد تاييد قرار گرفتن از سوي آنهاست. بنابراين چشم و هم چشمي ارتباطي مستقيم با ميزان پذيرفته شدن افراد از سوي خود آنها دارد. بدين معني كه هرچه افراد، وضعيت ظاهري، توانايي هاي فردي و مالي خود را همان گونه كه هست، قبول داشته باشند كمتر به چشم و هم چشمي با اطرافيان خود مبادرت مي ورزند.
به اعتقاد روان پزشكان، زماني كه افراد واقعيات زندگي و توانايي هاي فردي خود را قبول داشته باشند كمتر به نظرات ديگران در مورد خود توجه مي كنند و مي خواهند اطرافيان، آنها را همان طور بپذيرند كه در واقعيت هستند. هم چنين وقتي افراد بيش از حد در پي كسب اطلاع از نظرات ديگران نسبت به خود باشند تلاش مي كنند تا همان طور كه ديگران دوست دارند در مقابل آنها ظاهر شوند و از همين طريق نظر مثبت آن ها را نسبت به خود جلب كرده و مورد تاييد آن ها واقع شوند. در اين صورت است كه اين افراد از واقعيات شخصيتي و توانايي هاي خود غافل شده و معيار خود را تاييد ديگران قرار مي دهند.

انسان، موجودي الگوپذير

از نظر روان شناسان اجتماعي چشم هم چشمي در حوزه الگوهاي رفتاري بسيار نقش آفرين است. كساني، ديگري خاص و يا ديگران مهمي را به عنوان الگو قرار مي دهند و مي كوشند تا از سرتا پا همانند الگو باشند ديگران مهم چنان رفتار شخص را تحت تاثير قرار مي دهند كه هر چيز ظاهري كه در ايشان بيابد مي كوشد تا با همانندسازي، خود را با آنان تطبيق دهد.
الگوهاي رفتاري شخص مي تواند وي را به هر سوي بكشاند. اين مساله درباره همه كسان از پير و برنا و زن و مرد و عامي و عالم صدق مي كند. از اين رو در آيات قرآني مساله اسوه و بهره گيري از آن مطرح مي شود؛ زيرا انسان به طور طبيعي رفتارهاي خويش را براساس تاييد و يا همراهي با الگوها شكل مي دهد و اصولا مساله جامعه پذيري كه اصلي بسيار مهم در زندگي اجتماعي بشر است، ريشه در الگوپذيري انسان دارد. براين اساس مساله تقليد به دو شكل عاقلانه و كوركورانه در جوامع بشري امري طبيعي و غريزي است و انسان نمي تواند بي تقليد و الگوبرداري از ديگري زندگي كند، بلكه حتي نمي تواند به كمال انساني دست يابد. از اين رو آيات قرآني با بيان داستان زندگي گذشتگان و ارايه الگوهاي مختلف در هر حوزه ريز و درشت زندگي، مي كوشد تا شخص در يك راه مستقيم با بهره گيري از الگوهاي بينشي و نگرشي و رفتاري حركت كند و به سعادت دنيا و آخرت دست يابد.
به هر حال، مساله چشم و هم چشمي ريشه در اصول غريزي و فطري بشر دارد و بازخواني آن نشان مي دهد كه اين رفتار به سبب تحليل نادرست از موقعيت خود در جهان و زندگي اجتماعي پديد مي آيد. شخصي كه گرفتار بيماري و نابهنجاري اجتماعي چشم و هم چشمي مي شود در حقيقت دچار جهل و ناآگاهي از وضعيت و موقعيت خود به عنوان انسان و هدف از زندگي است و از يك غريزه درست و فطرت سالم به شكل نادرستي بهره برداري كرده است. قدرت و تواني كه در نهاد بشر قرار داده شده تا با كمك آن خود را به سعادت برساند ابزاري براي بازدارندگي وي از ترقي و كمال مي شود و جلوي پيش رفت و رشد و تكامل او را مي گيرد. اين گونه است كه ظرفيت و توانايي خود را در جايي ديگر هزينه مي كند كه سودي برايش ندارد.

ريشه يابي علل چشم و هم چشمي

چنان كه گفته شد منشأ چشم و هم چشمي را مي بايست در برخي از غرايز طبيعي و فطري بشر جست. اگرچه شخصي كه گرفتار بيماري چشم و هم چشمي مي شود و اين نابهنجاري را در خود رشد و تقويت مي كند به كژي و بيراهه مي رود. در انسان ها غريزه الگوپذيري وجود دارد. همين غريزه است كه آدمي را براي رشد و تعالي و تكامل و جامعه پذيري آماده مي كند. كودكان با تقليد، واژگان را مي آموزند و با تقليد از رفتار بزرگ ترها خود را با محيط اجتماعي هماهنگ مي كنند و با بهره گيري از آن دانش هاي نظري و تجربي منتقل مي شود و تكامل و رشد فردي و اجتماعي در جوامع انساني روز به روز فزوني مي يابد.
اما كساني كه دچار نابهنجاري رفتاري چشم و هم چشمي مي شوند از اين مسئله (الگوپذيري و تقليدكردن فطري بشري) به درستي بهره نمي گيرند و آن را در جايي نادرست هزينه و خرج مي كنند. همانند اين مسئله را قرآن درباره تقليد از باورهاي نادرست و آيين ها و اعمال و مناسك خرافي مطرح مي سازد و آن را به عنوان تقليد غيرمجاز و ناروا مورد سرزنش قرار مي دهد.
بنابراين مي بايست به كساني كه گرفتار چشم وهم چشمي هستند آموخت به جاي آن كه در اين حوزه ها از ديگري تقليد كنند، در اموري تقليد كنند كه براي آنان مفيد و سازنده است.
عامل ديگري كه قرآن براي چشم و هم چشمي برمي شمارد، تكبر است. تكبر خصوصيت ضداخلاقي است كه در همگان به گونه اي وجود دارد. اين خصوصيت كه از آن به رذيلت اخلاقي ياد مي شود موجب مي شود تا شخص خود را برتر از ديگري بيابد. از اين رو مي كوشد تا به هر شكلي شده برتري خويش را نشان دهد و خود را فراتر و بزرگ تر و برتر از ديگري بنماياند. اين گونه است كه چيزهايي كه در خود مي يابد به رخ ديگري مي كشد و در اموري كه احساس مي كند كه از برتري برخوردار نيست تظاهر به دارايي آن مي نمايد. از اين رو مسئله چشم و هم چشمي به عنوان تظاهر براي برتري جويي مطرح مي شود و شخص مي كوشد تا با تظاهر برتري خود را نشان دهد.
در داستان هاي قرآن و گزارش هاي آن به موارد بسياري در اين حوزه اشاره شده كه مي توان به داستان ابليس در خود برتربيني و بزرگ نمايي اشاره كرد. ابليس كه مامور مي شود بر انسان سجده و اطاعت وي را به عنوان خلافت الهي بپذيرد، استكبار ورزيده و به اين استدلال كه وي از آتش آفريده شده و از موجودي كه از خاك و گل لجن ساخته شده برتر مي باشد. از اين رو استكبار مي ورزد و برتري خود را به رخ همگان مي كشاند. اين در حالي است كه وي مي دانست كه آدمي برتري ديگري دارد كه به تعليم اسما و جعل آن پديد آمده است و در اين حوزه، ابليس را بر او برتري نمي باشد؛ ولي ابليس با ناديده گرفتن آن كوشيده تا با تظاهر، خود را برتر نشان دهد. (اعراف آيه 12)

تكاثرطلبي، از عوامل چشم و هم چشمي

تفاخر از ديگر عللي است كه قرآن براي بيماري و نابهنجاري چشم و هم چشمي برمي شمارد. در سوره تكاثر به اين مسئله اشاره مي كند كه اعراب كه از هر جايي خود را دچار كمبود و حقارت احساس مي كردند براي جبران اين نقيصه به تفاخر روي مي آوردند. از اين رو با اشاره به اموري كه از نظر هر خرمندي باطل و نادرست است به ايشان يادآور مي شود كه تفاخر به اين امور چقدر پست مي باشد.
اعراب براي بيان برتري خويش و تفاخر بر ديگران به مال و منال و فرزند بسنده نمي كردند بلكه حتي به شمارش مردگان خويش در گورستان ها مي پرداختند تا فزوني نفرات خويش را به رخ ديگران بكشانند.(سوره تكاثر)
بنابراين اين تكاثرطلبي نيز مي تواند يكي ديگر از علل و عوامل چشم و هم چشمي باشد؛ زيرا شخص با اين شيوه مي كوشد تا اموري را گرد آورد كه بتواند به رخ ديگري بكشد و خود را در حد و اندازه طرف مقابل و يا فراتر از آن بنماياند. زياده خواهي هاي آدمي در همه حوزه ها وجود دارد. بنابراين زياده خواهي، خاص چيز و يا امري نيست. از جمله زياده خواهي هاي آدمي مي توان به گردآوري مال و فرزند و اموري اشاره كرد كه به چشم مي آيد.
حسادت هاي فردي نيز در زمينه چشم و هم چشمي مي تواند نقش داشته باشد چرا كه افراد حسود به نوعي در پي همانندسازي با ديگران هستند و تمايلي نسبت به تمايز با اطرافيان خود نداشته و مي خواهند چيزي جداي آنچه مورد تاييد ديگران است، نباشند.

حسادت و غبطه

حسادت به معناي آن است كه شخص نعمتي را در ديگري مي يابد و مي كوشد تا به نحوي آن نعمت از دست وي برود و يا به شكل نقمت و بلا درآيد. حسود آرزوي آن را ندارد كه شخص از نعمت برخوردار گردد بلكه مي خواهد تنها خود از نعمت برخوردار باشد و ديگري از آن بهره اي نداشته باشد.
اما در برابر حسادت امر ديگري نيز وجود دارد كه از آن به غبطه ياد مي كنند. غبطه به اين معناست كه شخص نعمتي را در ديگري مي يابد و آرزو دارد كه او نيز داراي آن شود بي آن كه خواستار زوال نعمت از ديگري و يا تبديل آن به نقمت شود. از اين رو غبطه امري مفيد و سازنده است و موجب رشد و تعالي افراد مي شود. زيرا شخص مي كوشد تا با تلاش خويش و كمك و ياري خداوند به نعمتي سازنده و مفيد دست يابد. در مسئله درس و آموزش و امور معنوي غبطه موجب مي شود تا شخص تلاش كرده و خود را به مراتب عالي تر برساند.
از اين جاست كه مسئله سبقت و پيشي گرفتن از يك ديگر در امور خير پيش مي آيد. به اين معنا كه شخص امري را خير و سازنده و مفيد و نعمتي بزرگ مي يابد و تلاش مي كند كه او نيز به آن دست يابد و يا آن را انجام دهد. اين گونه است كه مسابقه در كارهاي خير و نيكو در ميان اشخاص به عنوان رقابت سازنده و مفيد و هنجاري پسنديده خودنمايي مي كند و جامعه را به سوي تعالي و تكامل مي كشاند. قرآن دراين مسئله از مومنان خواسته است كه با استباق و پيشي گرفتن در امور خير، خود و جامعه را به سوي سعادت رهنمون سازند.(بقره آيه 148) به عبارت ديگر تنها در امور خير است كه قرآن به مسئله سبقت گيري از هم و يا به تعبيري چشم و هم چشمي مثبت و سازنده تأكيد مي كند.
به هر حال رقابت غيرسازنده ميان افراد جامعه، عامل مهمي در ايجاد چشم و هم چشمي است از اين رو مي بايست با آموزش درست و ايجاد بينش و نگرش سازنده، رقابت هاي نادرست را به شكل رقابت هاي سازنده چون مسئله غبطه تبديل و دگرگون ساخت و جامعه را از آثار زيانبار چشم و هم چشمي و صرف هزينه هاي بسيار در امور غيرمفيد رهايي بخشيد.

كمبود اعتماد به نفس

برخي از روان شناسان علاوه بر امور يادشده در خصوص علل و عوامل چشم و هم چشمي به مسئله ديگري نيز توجه داده و گفته اند خودپنداري پايه و اساس اعتماد به نفس انسان ها است بنابراين وقتي افراد در مراحل رشد خود؛ مورد تاييد واقع شدن از سوي اطرافيان را به عنوان يك نياز اصلي در خود احساس كنند در اغلب موارد شرايط وويژگي هاي فردي و اجتماعي اطرافيان را مطلوب تر از خود ارزيابي كرده و دچار كمبود اعتماد به نفس مي شوند. به اعتقاد روان شناسان اجتماعي، كمبود اعتماد به نفس نيز يكي ديگر از فاكتورهايي است كه مي تواند در افزايش چشم هم چشمي افراد تاثير به سزايي داشته باشد .

فرهنگ حاكم بر خانواده

افزون بر عوامل يادشده، فرهنگ حاكم بر خانواده و جامعه نيز تاثير به سزايي در نوع رفتار افراد دارد؛ به گونه اي كه وقتي افراد در محيطي رشد پيدا مي كنند كه مورد اهميت و توجه كافي اعضاي خانواده خود قرار گرفته و از استقلال نسبي برخوردار هستند، به ميزان كم تري براي جلب نظر و تاييد اطرافيان خود تلاش مي كنند.
در پايان يادآوري اين نكته ضروري است كه چشم و هم چشمي در ميان همگان وجود دارد و مسئله اختصاص به گروه و يا طبقه و يا جنسي خاص ندارد هر چند كه در ميان زنان مسئله چشم و هم چشمي به خاطر مسئله گرايش ذاتي زنان به تظاهر و خودنمايي بيشتر است. به اين معنا كه زنان از آنجايي كه به طور طبيعي و غريزي خواهان آن هستند كه خودنمايي كنند و تظاهر به برتري براي جلب رضايت ديگران نمايند به مسئله چشم و هم چشمي گرايش و تمايل بيش تري از مردان نشان مي دهند.
براي رهايي از اين مشكل نيز مي بايست از همان روش هايي استفاده كرد كه در از ميان بردن تكبر و حسادت و تظاهر و تكاثر و ديگر رذايل اخلاقي استفاده مي شود. از اين رو تغيير بينش و نگرش مردم و تغيير الگوهاي رفتاري، از مهم ترين عوامل بازسازي و جلوگيري از رواج پديده چشم و هم چشمي است.



یک شنبه 15 بهمن 1391برچسب:چشم و هم چشمی, :: 12:48 ::  نويسنده : alireza

صفحه قبل 1 صفحه بعد